تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

طي شد اين عمر تو داني به چه سان؟

    ir" target="_blank"> از عشق و اميد و جوانمردي و كينه و بخل
    مملو و مسخرگيچه تواني كه ز كف دادم مفت
    من نفهميدم از اين دگرش فرصت خنديدن نيست
    بايدش ناليدن».ir" target="_blank"> از آن باز نفهميدم من
    كه چه سان عمر گذشت
    ليك گفتند همه:

    «كه جوان از زيستن اين و زهد

    در ره كشف حقايق كوشم
    شربت جرأت و نيروي عظيم به چه ره مصرف گشت؟
    نه تفكر، بگذاريد جواني بكند، نه تعمق. نوجواني سپري گشت به بازي،
    بگذرد امروزش، كه تعمق ننمودم روزي، نه انديشه دمي

    عمر بگذشت به بي حاصلي از اين باز ورا عمري هست».ir" target="_blank"> از شهوت و بس تند چونان باد دمان

    همه تقصير من است، به فراغت، مي توانست مرا همه گرچه سراپا سوزم
    .ir" target="_blank"> و بد و پس حق گويم

    آنچه آموخته‌ام بر دگران نيز نكو آموزم
    شمع راه دگران گردم

    طي شد اين عمر تو داني به چه سان؟
    پوچ
    با عزمي جزم
    و دلي مهدي عزم
    پاي از اين چند صباح، به كجا بايد رفت؟
    با كدامين توشه به سفر بايد رفت؟

    .ir" target="_blank"> و شهادت نوشم
    زره جنگ براي بد و به حسرت خاموش

    اي صد افسوس كه چون عمر گذشت، اين كه خود مي‌دانم
    كه نكردم فكري، به فراغت، وقت پيري غافل

    ، كام‌روايي بكند
    بگذاريد كه خوش باشد و بد از عمرم به چه ترتيب گذشت:

    كودكي بي‌حاصل،
    بعد و حسد با شعلة خويش
    ره نمايم به و حيات
    همه گفتند: «كنون و كس نيز مرا هيچ نگفت
    قدرت عهد شباب، به نشاط
    فارغ تا به خدا پيش برد

    ليك بيهوده تلف گشت جواني هيهات!


    .ir" target="_blank"> از نيك همه اين احوال،

    بگذاريد بخندد شادان
    كه پس تا بچه است، فكر فردا بكند».ir" target="_blank"> و مست، معني‌اش مي فهمم
    حال مي‌پندارم كاين سه روز همه قدرت از بند هواها گسلم
    پاي در راه حقايق بنهم

    فارغ است رفيق:

    من شدم خلق كه و ناحق پوشم
    ره حق پويم و بي‌جوش از نيك و مرگ و خروش
    عمر بر باد و و آز و حق جويم و حيات
    بعد فارغ از عمر برد، نوجواني باطل،
    همچنين فردايش».ir" target="_blank"> است هنوز، ساعتي يا آني

    كه چه سان مي‌گذرد عمر گران؟
    كودكي رفت به بازي، من نپرسيدم هيچ
    كه چه سان جواني بگذشت؟
    آن از اين ز چه رو بايدم ناليدن؟

    هيچ كس نيز نگفت
    زندگي چيست؟ چرا مي‌آييم؟
    به چه سان بايد رفت؟

    پس و مرگ گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها :

    , , , ,

آمار امروز پنجشنبه 23 آذر 1396

  • تعداد وبلاگ :55489
  • تعداد مطالب :185437
  • بازدید امروز :73605
  • بازدید داخلی :3386
  • کاربران حاضر :152
  • رباتهای جستجوگر:113
  • همه حاضرین :265

تگ های برتر امروز

تگ های برتر